شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

279

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

« وقوع در هلاكت » مصون دارد . در حالى كه حسين بن على عليه السّلام در آن روز هم تسليم نشد و در آن شرايط هم براى بيعت با يزيد آماده نگرديد . و اما احتمال دومى كه علامه طبرسى دربارهء حسين عليه السّلام و حركت آن بزرگوار به سوى عراق داده‌اند ، متأسفانه آن هم با واقع كمترين تماسى ندارد . نامبرده در اين باره مىگويد : « حسين عليه السّلام به كوفه رفت ، زيرا ديد در هر حال او را خواهند كشت و براى آن كه از « قتل صبر » بگريزد اين راه را انتخاب نمود » . آيا واقعا ممكن است چنين تفسيرى را دربارهء نهضت حسين عليه السّلام و فاجعهء خونين طف پذيرفت . با آن كه در موارد زيادى آن حضرت خود از « هدف » نهضت سخن گفت و حركت خويش را به سوى عراق براى دست يافتن به آن اهداف مقدس معرفى نمود ؟ حسين بن على عليه السّلام هنگام خروج از مكّه ضمن وصيت نامه‌اى كه به برادر بزرگوارش محمد حنفيه تسليم مىكند ، مىنويسد : « . . . و انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى صلى الله عليه و آله اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر . . . » . و در روز عاشورا فرمود : « . . . و الله لا اعطيهم عطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد . . . » و باز در همان روز در ميان آتش و خون فرياد زد : « . . . الا و ان الدعى ابن الدعى قد ركزنى بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات من الذلة » . اينها گفتار شخص حسين است كه علت انتخاب راه نهضت را در آنها بيان مىكند . نه تنها آن حضرت ، بلكه فرزند معصومش امام صادق عليه السّلام هم نهضت جدّ بزرگوار خويش را ( بر خلاف تصور اين مفسّر بزرگ ) عملى اختيارى دانسته و آن را ناشى از تصميم و اراده و « هدف » مىشمرد و از اين نظر اين گونه تعبير مىكند : و « بذل » مهجته « فيك » . آنگاه هدف از انجام اين قيام را آشكارا شرح مىدهد و مىگويد : « ليستنقذ عبادك من الضلالة و حيره الجهالة . . . » . با اين حساب بايد گفت كه ، حسين عليه السّلام هم مىدانست كه كشته مىشود و پايان كار او شهادت است و هم در انتخاب اين راه هدف بزرگ و مقدسى را در نظر داشت كه براى دست يافتن به آن جز دست زدن به آن قيام خونين راهى نداشت ، نه آن كه غافلگير شده و يا براى نجات از يك مرگ سخت‌تر جهاد و شهادت را پذيرفته باشد .